ايتاليا، ايتاليا

محبوبه دانشجوي ايراني مقيم بولونياي ايتالياست كه دو سال است براي تحصيل در رشته «مديا آرت» به آنجا رفته است.

با معصوميت و بغض فرو خورده در گلو مي‌گويد: «دير به ايستگاه رسيدم و قطار رفت. حالا مانده‌ام چه كار كنم. قطار ديگري نيست و من بايد تا صبح منتظر بمانم.» به او دلداري مي‌دهم تا مواظب خودش باشد. گوشي را مي‌گذارم و به فكر فرو مي‌روم كه يك دختر دانشجوي ايراني حالا در شب به تنهايي و بدون سر پناه چه خواهد كرد.
«محبوبه معصومي» دانشجوي ايراني مقيم بولونيا ايتالياست كه دو سال است براي تحصيل در رشته «مديا آرت» به آنجا رفته است. او در اين مدت 4 ترم دانشگاه را طي كرده است. روزها به دانشگاه مي‌رود و شب‌ها به عنوان گارسون در رستوان كار مي‌كند.
محبوبه از زندگي‌اش در بولونيا راضي است،‌ مي‌گويد در اين جا جهاني جديد را با تمام روابط و پيچيدگي‌هايش كشف و درك كردم.
ايتاليايي‌ها مانند ما آدم‌هاي مهربان، خونگرم و پرحرف و بدقولي هستند.
او از اينكه در آنجا در رستوران كار مي‌كند، ناراضي نيست. زيرا به زعم او در اروپا كار يك ارزش است و كسي براي كار سرزنش نمي‌شود. گرچه اگر همين كار را در ايران به او پيشنهاد مي‌دادند، انجام نمي‌داد. چون در ايران كار يك ضدارزش است و كسي موفق در ايران قلمداد مي‌شود كه كار نكند و پول در بياورد.
معصومي در اين مدت با استفاده از يك بورس تحصيلي، سفري يك ماهه به آمريكا هم داشته است و مي‌گويد پذيرش از مدرسه سينمايي نيويورك را هم دارد،‌ اما به خاطر شهريه گران نمي‌تواند به آنجا برود.
او مي‌گويد:«الان در ايتاليا گراني شديدي حاكم است. كساني موفق هستند كه دو يا يك دهه پيش به ايتاليا آمده‌اند و ديگر تا حالا جا افتادند. از تجربيات جالب او يكي برگزاري جشنواره بولونيا بوده كه در آن فيلم‌هاي زيادي به روي پرده سينماي تابستاني در ميدان وسط شهر به نمايش گذاشته شده است.»
همچنين ديدن فيلم‌هاي روز جهان روي پرده بزرگ كه از آن جمله مي‌توان به تولد، مترجم - شهر گناه و نزديك‌تر اشاره كرد.
محبوبه مي‌گويد: «بعد از پايان تحصيل مي‌خواهم به ايران برگردم، زيرا در ايتاليا نمي‌شود كار سينمايي كرد و نفوذ خارجي‌ها به بدنه سينماي ايتاليا مشكل است. هر چند وارد شدن به بدنه سينماي ايران هم مشكلات خاص خودش را دارد.»
او در اين مدت به شهرهاي رم، ونيز، فلورانس، ميلان و تورين سفر كرده است.
از زيبايي‌هاي ونيز و فلورانس مي‌گويد و صنعتي بودن ميلان و تورين.
ايتاليايي‌ كه شمالش صنعتي و مدرن است، جنوبش كشاورزي و سنتي و ميانه‌اش كه ميان اين دو تا است.
او مي‌گويد: «براي ورود به دانشگاه ابتدا يك دوره يكساله زبان ايتاليايي را در مدرسه زبان ايتاليايي، سفارت ايتاليا در تهران گذرانده و سپس به ايتاليا رفته است. روزهاي اول برايش جاافتادن در محيط كمي سخت بود. به خصوص اينكه زبان رشته‌اش تخصصي بوده و او واژه‌هاي زيادي را متوجه نمي‌شده است.»
اما كم‌كم موفق مي‌شود تا خود را در محيط جا بيندازد و براي حل مشكل مسكن هم ابتدا چند نفري يك خانه را اجاره كردند و حالا به خاطر گراني مسكن به شهرك‌هاي اطراف بولونيا رفته است.
فرداي آن روز مي‌گويد: «شب گذشته را در ايستگاه خوابيده،‌ صبح خانه‌اي را براي اجاره پيداا كرده و به زودي نقل مكان مي‌كند و در راهي كه انتخاب كرده، به وجود آمدن چنين مساله‌اي مشكلي نيست.»

/ 2 نظر / 20 بازدید
KYD

سلام رضا جان ، اين متن آخر جالب بود... راستی رضا جان اين همه اخبار درباره ايتاليا رو از کجا جمع آوری می کنی؟ راستی از جوابت ممنون... اما خيلی دوست داشتم باهاتون همکاری کنم... خسته نباشيد مرد! :)

محمود

توی ساحل ، روی شنها، قایقی به گِل نِشَسته یکی با چشمون گریون ، گوشه ای تنها نِشَسته نگاه پُر اضطرابش به افق ، به بینهایت ساکته ، اما تو قلبش داره یک دنیا شکایت به سایت من سر بزن .. خوشحال میشم ...