رستوران "“ایران ایتالیا"
این رستوران را سایت "کجا حوبه" معرفی کرده با این تعریف:"رستوران ایران ایتالیا در سال 1385 تاسیس گردید.ابن رستوران از اولین رستوران های مشهد است که غذاهای ایتالیایی را با کیفیت بالا ارائه می دهد و جز برترین رستوران های مشهد در این زمینه شناخته می شود.از امکانات این رستوران می توان به داشتن مکانی ارام و زیبا همراه با غذاهایی لذیذ اشاره کرد"البته نظر برخی مشتریان هم تا حدی جالب هستند!!
راستی چرا اسم یک جا می تونه این قدر اهمیت داشته باشه و جلب نظر و مشتری کنه؟؟
یک ضرب المثل ایتالیایی میگه : "l'abito no fa il monaco" (با لباس آدم راهب نمیشه) و یا جمله ی معروف بین ایتالیایی ها :L,apparenza Ingana " ظاهر فریب میدهد" رو نمیدونم چه قدر در مورد این رستوران صادق است .
این هم آدرس سایت "کجا حوبه" :http://www.kojakhoobe.com/RestaurantDetails.aspx?id=1078&AspxAutoDetectCookieSupport=1
البته میدونیند که رستوران های ایتالیایی !! زیادی تو ایران بویژه در تهران هستند .
به علاوه تو ایتالیا هم چندین رستوران ایرانی وجود دارند مثل رستوران "کباب" که متعلق به حسین آقا است و فامیلی ایشون رو فراموش کردم. یک سایت هم این رستوران کباب داره: http://www.kabab.it/
.BUON APPETITO
¤ نوشته شده در ساعت ٤:٤٥ ب.ظ توسط reza
پس از 53 سال مجسمه فردوسی در رم مرمت شد
به همت رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا پس از 53 سال مجسمه شاعر پرآوازه ایران حکیم ابوالقاسم فردوسی در رم پایتخت ایتالیا مرمت شد.
این مجسمه که یک متر و 85 سانتیمتر ارتفاع دارد و از مرمر سفید ساخته شده است، کار استاد ابوالحسن صدیقی نقاش و پیکرتراش برجسته ایرانی است که در بیستم ماه مه 1958 به رم منتقل و در میدانی با نام این شاعر بزرگ ایرانی نصب شده است.
میدان معروف شاعر پرآوزه ایران حکیم ابوالقاسم فردوسی در شهر رم که مجسمه فردوسی را در دل خود جای داده است با عنوان ایتالیایی "Piazzale Ferdowsi" روزانه شاهد گذر هزاران ایتالیایی و گردشگر خارجی است که از سراسر جهان به ایتالیا سفر می کنند.
تندیس فردوسی در طول زمان به دلیل شرایط آب و هوایی ایتالیا در معرض تخریب قرار گرفته و علاوه بر آسیب هایی که به قسمت هایی از مجسمه وارد شده بود بخش هایی از نوشته های پایه مجسمه نیز کاملا از بین رفته بود.در این خصوص رایزنی فرهنگی ایران با توجه به اهمیت وجود این اثر فاخر ایرانی در پایتخت تاریخی ترین کشور اروپا و به دنبال درخواست های ایرانیان مقیم و گردشگران ایرانی که وجود این تندیس را در شهر رم مایه مباهات خود می دانند، پیگیری مرمت مجسمه را در دستور کار خود قرار داده و با پیگیری و ملاقات هایی که با مسئولین شهرداری رم انجام شد، معاونت میراث فرهنگی شهرداری رم کار مرمت این اثر تاریخی را به عهده گرفت.مرمت مجسمه فردوسی حدود 2 ماه پیش توسط یک تیم مجرب از استادان مرمت ایتالیا آغاز و هفته گذشته به پایان رسید.همچنین بر اساس توافقات به عمل آمده با شهرداری رم، مقرر شده است از این پس هر سال اداره پارک های شهر رم ضمن بررسی و بازبینی وضعیت این مجسمه، نسبت به جلوگیری از تخریب ناشی از شرایط آب و هوایی اقدام کند.
لینک خبر:
http://rome.icro.ir/index.aspx?siteid=208&pageid=11698&newsview=572206
¤ نوشته شده در ساعت ۱:٤٦ ق.ظ توسط reza یکشنبه ۱٧ مهر ،۱۳٩٠
کلوسئوم یا به قول ایتالیایی ها " کلوسئو"
کلوسئوم یکی از عجایب هفت گانه جدید است؛ آمفی تئاتری افسانه ای که به محلی برای مبارزات خونین در زمان روم باستان تبدیل شده بود خیلی ها با شنیدن کلمه « روم» به یاد گلادیاتورها و مسابقه های مرگبار آنها در دوران گذشته می افتند؛ مسابقه های هیجان انگیزی که در آنها هزاران تماشاچی دور تا دور هم می نشستند و مبارزه این گلادیاتورها یا اسیران جنگی قدرتمند را با همدیگر یا با شیرهای درنده تماشا می کردند. یکی از این جایگاه های معروف که رومی های قدیم در آن می نشستند و این مبارزه های مهیج را تماشا می کردند. آمفی تئاتر کلوسئوم است که سال های طولانی به محل مبارزه گلادیاتورهای زیادی در دوران روم باستان تبدیل شده بود. این آمفی تئاتر افسانه ای یکی از عجایب هفت گانه جدید دنیا به شمار می رود. کلوسئوم آمفی تئاتر بیضی شکلی است که در مرکز شهر روم پایتخت ایتالیا قرار دارد و یکی از بزرگ ترین سازه هایی است که در امپراتوری روم بنا شده و از شاهکارهای معماری و مهندسی دوران روم باستان به شمار می رود. تا قرون وسطی این آمفی تئاتر به نام فلاویان خوانده می شد اما پس از این دوران به دلیل وجود مجسمه بزرگی از «نرو» که پیش از امپراتوری فلاویان بر روم حکمفرما بود، نام این آمفی تئاتر را به کلوسئوم که معنای ریشه ای آن بزرگ و عظیم است، تغییر دادند. بعد از نرو، این سرزمین در عرض یک سال چهار امپراتور را به خود دید تا اینکه وسپاسیان از خاندان فلاویان در سال های 70 تا 72 به قدرت رسید و از یک سو برای اینکه سلطه و سیطره اش را روی مردم روم دو چندان کند و خودی نشان بدهد و از سوی دیگر تنش های یک سال اخیر را کم کند، دستور داد آمفی تئاتری با وسعت تقریباً 2500 متر مربع با بیش از 45 متر ارتفاع و گنجایشی بالغ بر 50 هزار نفر بسازند. امپراتور وسپاسیان مرد باهوشی بود چون می دانست که باید برای مردم نمادی بسازد که یادآور خدماتش به رومیان باشد؛ به خاطر همین تصمیم گرفت با خشک کردن زمین های باتلاقی بین تپه های اسکوئیلین و کائلین آمفی تئاتر بزرگی بنا کند. البته در زمان فرمانروایی نرو، او برای خوشحال کردن مردم یک قصر بسیار بزرگ با دریاچه ای مصنوعی ساخت اما به خاطر اینکه در آن زمان مردم روم قحطی زده و گرسنه بودند و بیماری بین آنها بیداد می کرد، این کار نرو به هیچ عنوان رومی ها را خوشحال نکرد. در هر حال در حین ساخت آمفی تئاتر کلوسئوم امپراتور وسپاسیان از دنیا رفت و نتوانست کامل شدن آن را ببیند. پس از مرگ او، تیتوس- پسر ارشد امپراتور- بر تخت پادشاهی نشست و دستور به ادامه کار و کامل کردن این بنای عظیم داد. در سال 81 هم برادر تیتوس با در دست گرفتن امور روم ساختن بنا را دنبال کرد. حدود هشت سال طول کشید تا ساخت این بنا تمام شد و تیتوس اسم این آمفی تئاتر را به افتخار فلاویان، جد بزرگشان آمفی تئاتر فلاویان گذاشت و پس از آن به دستور او جشن 100 روزه ای برای افتتاح آمفی تئاتر به پا کردند. از آن روز به بعد آمفی تئاتر فلاویان به محلی برای مبارزه گلادیاتورها و تشویق هزاران تماشاچی مشتاق که جنگجوی موردعلاقه خود را تشویق می کردند تبدیل شد. تمام افراد جامعه می توانستند برای تماشای مسابقه و برنامه های مختلف به کلوسئوم بیایند اما آمفی تئاتر طوری طراحی شده بود که هرکس براساس موقعیت و کلاس اجتماعی اش در جایگاه مخصوص می نشست و برنامه را تماشا می کرد. امپراتور و خانواده اش در پایین ترین نقطه آمفی تئاتر می نشستند تا از نزدیک شاهد مبارزه ها باشند و دیگر خانواده های اشرافی و ثروتمند در ردیف های بالاتر و افراد عادی جامعه و زن ها در قسمت های بالاتر جایگاه و دور تا دور آن می نشستند. مهندسان این بنا برای سرما و گرمای هوا هم چاره ای اندیشیده و سرپناهی را روی ستون هایی تعبیه کرده بودند که هنگام بارندگی یا گرمای سوزان خورشید آن را بالای سر مردم باز می کردند و از دور طوری به نظر می رسید که انگار آمفی تئاتر سقف دارد. یکی از جالب ترین بخش ها در معماری آمفی تئاتر کلوسئوم این است که ثروتمندان روی صندلی هایی که از سنگ مرمر ساخته شده بود و عوام روی صندلی های چوبی می نشستند؛ البته چشم انداز همه ردیف های این آمفی تئاتر به خوبی طراحی شده بود و تماشاچی ها از هر نقطه آن به راحتی می توانستند میدان مبارزه را تماشا کنند. همچنین گفته می شود که تورهای مخصوصی رو به روی جایگاه امپراتور و خانواده اش نصب کرده بودند تا در حین نبرد گلادیاتورها خون افرادی که زخمی می شدند به طرف پادشاه و خانواده اش نپاشد. کلوسئوم مجهز به 80 ورودی بود که البته تعداد زیاد درها بی علت نبود؛ مردمی که برای تماشای مبارزات به کلوسئوم می آمدند به راحتی و بدون هیچ مشکلی وارد می شدند و اگر زمانی حین تماشای برنامه مشکلی پیش می آمد در عرض چند دقیقه همه این 50 هزار نفر از 80 خروجی بدون هیچ ترافیکی خارج می شدند. در قسمت پایینی زمین آمفی تئاتر- یعنی جایی که برنامه اجرا می شد- اتاقک های کوچکی برای نگهداری گلادیاتورها و حیوانات درنده ساخته شده بود. برای اجرای نمایش در ورودی ای را که به زمین آمفی تئاتر راه داشت باز می کردند تا حیوانی که می خواستند با آن نمایش دهند وارد میدان شود. برای گلادیاتورها و بردگان و اسرا هم سطحی صاف شبیه به آسانسور طراحی کرده بودند تا به راحتی آنها را جا به جا کنند و حتی گفته می شود در این مکان با جاری کردن آب به داخل آمفی تئاتر از طریق کانال، آبراه و اتاقک های تحتانی، نمایش ها و نبردهای دریایی هم اجرا می شد. به این ترتیب در تمام سال هایی که این آمفی تئاتر محلی برای اجرای نمایش های خونین گلادیاتورها بود، هزاران انسان و حیوان در این قتلگاه کشته شدند تا اینکه در قرن چهارم مسابقات گلادیاتورها غیرقانونی اعلام شد و فقط جنگ بین حیوانات درنده تا قرن ششم ادامه یافت. در سال های بعدی زمانی که کلوسئوم متروکه شد از سنگ های مرمر آن برای ساخت دیگر بناها استفاده کردند تا اینکه زلزله باعث شد نیمی از دیوارهای آن فرو بریزد. با این حال هنوز هم گردشگرانی که برای بازدید از کلوسئوم به روم سفر می کنند، می توانند اجرای نمایشی مبارزه گلادیاتورها را در آنجا مشاهده کنند. کلوسئوم در قرون وسطی آمفی تئاتر کلوسئوم در دوران قرون وسطی دچار تغییر و تحولات فراوانی شد. در قرن ششم کلیسای کوچکی در محوطه درونی آمفی تئاتر ساخته شد که با گذشت زمان تبدیل گورستان شد. حتی زمانی که در کلوسئوم دیگر خبری از نمایش های خونین و وحشتناک نبود، تعدادی از رومی ها برای زندگی به آنجا نقل مکان کرده و از بخش های گنبدی شکل آمفی تئاتر به جای خانه یا مغازه استفاده کردند. در متون قدیمی نوشته شده که این کار تا قرن ها بعد ادامه داشت تا اینکه در سال 1349 زلزله مهیبی رخ داد و باعث شد بخش خارجی قسمت جنوبی این آمفی تئاتر که خاک زمین آن استواری کمتری نسبت به دیگر قسمت ها داشت خسارت بیشتری ببیند و به این ترتیب این قسمت از آمفی تئاتر ویران شود. نمایش گلادیاتورها در کلوسئوم هزاران نبرد بین گلادیاتورها به نمایش گذاشته شد؛ مبارزه های پر از خشونتی که تماشاچی های زیادی را به این آمفی تئار بزرگ می کشاندند. البته علاوه بر این مبارزه ها برنامه های مختلف دیگری هم در این مکان اجرا می شد که به آنها لقب مونرا داده بودند. یکی دیگر از نمایش های مشهوری که در این آمفی تئاتر برگزار می شد شکار حیوانات وحشی یا ونیتیو بود. در این نمایش انواع و اقسام حیوانات مثل کرگدن، اسب آبی، فیل، زرافه، گاومیش، شیرهای وحشی، خرس، پلنگ، ببرهای مازندران، کروکودیل و شترمرغ را از آفریقا و خاورمیانه به روم می آوردند و مبارزان به نبرد با آنها خوانده می شدند و باید آنها را شکار می کردند. برای اجرای این نمایش معمولاً دکورهای متحرکی می ساختند و درون میدان مسابقه را با درخت ها و ساختمان ها تزئین می کردند تا نمایش ها هرچه باشکوه تر و هیجان انگیزتر برگزار شوند. گفته می شود مارکوس آلپیوس تراجانوس- نخستین امپراتور غیر رومی- بعد ازا ینکه توانست بر این سرزمین پیروز شود 11 هزار حیوان و 10 هزار گلادیاتور را به خدمت گرفت و با برپایی 123 روز نمایش خونین و پر هیجان این پیروزی را جشن گرفت. در دست نوشته های به دست آمده از دوران باستان هم آورده شده که در روزهای نخستین افتتاح آمفی تئاتر به دستور تینوس نمایش های دریایی زیادی برگزار می شد و در آن اسب ها و گاوهایی که شنا کردن را یاد گرفته بودند به میدان مسابقه که پر از آب شده بود می آوردند. نمایش پر هیجان دیگری هم به نام جنگ دریایی بین یونانی های اهل دریای مدیترانه و کورینتیانس ها در این مکان برگزار می شد.
منبع: همشهری سرنخ، شماره 61.
لینک :
http://kanooneiranian.blogspot.com/2011/10/blog-post_07.html
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:۱٤ ق.ظ توسط reza چهارشنبه ٦ مهر ،۱۳٩٠
با ذکر یا الله نمایش باستانی پهلوانی و زورخانه ای در پایتخت ایتالیا برگزار شد
به همت رایزنی فرهنگی سفارت ج.ا.ایران در ایتالیا و با همکاری فدراسیون پهلوانی و زورخانه ای جمهوری اسلامی ایران، تیم ملی پهلوانی و زورخانه ای کشورمان برای نخستین بار با حضور در مجموعه فرهنگی و هنری آدیتوریوم پایتخت ایتالیا، در حضور سفرای ایران در رم، واتیکان و نمایندگان و سفیران ۱۳ کشور و صدها ایرانی و ایتالیایی، ورزش اصیل و باستانی کشورمان را به نمایش گذاشت.
تیم ملی پهلوانی و زورخانه ای جمهوری اسلامی ایران که اولین حضور خود را در ایتالیا تجربه می کند با ذکر یا الله و حضور در صحنه و اجرای استادانه حرکات میل گیری و پرتاب میل و سنگ و چرخ و کباده و کشتی پهلوانی به همراه ضرب و زنگ و آواز مرشد، مخاطبان ایتالیایی را با این جلوه افتخار برانگیز از فرهنگ اسلامی ایرانی آشنا نموده و اعضاء گروه با هنرمندی و انتقال نمادهایی از روح پهلوانی و صلح طلبی در ایران اسلامی، معنا و باطن این آئین پهلوانی را به خوبی به حضار منتقل نمودند و در پایان برنامه، با حضور فروتنانه در میان حضار و پذیرش مهربانانه استقبال ایشان، این باطن و معنا را باور پذیر ساختند.
در این مراسم که شماری از استادان برجسته اسلام شناس و زبان فارسی، باستان شناسان، مقامات وزارت میراث و فعالیت های فرهنگی ایتالیا و همچنین تعدادی از هنرمندان عرصه سینما و موسیقی ایتالیا حضور داشتند، صلوات بر محمد و آل محمد، بارها در فضای سالن آدیتوریوم شهر رم طنین انداز شد.
سرود "ای ایران" پایان بخش این مراسم باشکوه بود و سپس ایرانی ها و ایتالیایی های علاقمند به آداب و سنت های باستانی کشورمان تا دقایق طولانی در خصوص اجراها و نمایش زورخانه ای به گفت وگو با یکدیگر پرداختند.
گفت وگوی ایرانی ها و ایتالیایی ها با سفیر جمهوری اسلامی ایران در رم و سرپرست رایزنی فرهنگی کشورمان برای ادامه و افزایش این برنامه های فرهنگی و ورزشی و گفت و گوی شماری از شرکت کنندگان با خبرنگاران حاضر و ابراز شادمانی از این مراسم، نکات مورد توجه در این مراسم بود.
ساعاتی قبل از شروع برنامه، شبکه های تلویزیونی و رادیویی ایتالیا با پخش سرودها و موسیقی ورزش های سنتی کشورمان، از اجرای این برنامه در بزرگترین مجموعه فرهنگی و هنری پایتخت ایتالیا خبر دادند.
سالن اجرای این برنامه علی رغم ظرفیت ۳۵۰ نفره و بلیط های ۱۵ یورویی، با شروع برنامه بیش از ۱۵۰ نفر با اصرار و علاقمندی خاص علاوه بر ظرفیت در گوشه و کنار سالن بطور ایستاده و نشسته اجرای تیم ملی زورخانه ای را مشاهده کردند.
سرپرست رایزنی فرهنگی کشورمان در گفت وگو با رسانه های ایتالیایی ابراز امیدواری کرد که از این پس ایرانی ها و ایتالیایی های علاقمند به هنرهای سنتی، شاهد حضور بیش از پیش این گونه مراسم باشند.
اکبر قولی با اشاره به حضور تیم ملی پهلوانی و زورخانه ای جمهوری اسلامی ایران در رم و اجرای برنامه های متنوع سنتی، گفت که ارائه این برنامه ی سنتی نشانگر غنای فرهنگ ایرانی است که توانسته عناصر و نمادهای آیینی تاریخ ایران را در کنار موسیقی، نمایش طراحی لباس و صحنه و دیگر مولفه ها را چنان فراهم آورد که محصول آن بتواند در عالی ترین سطح علاوه بر هر دو مخاطب موسیقی و ورزشی، دو ملت ایران و ایتالیا را بیش از پیش به هم نزدیک کند.
اجرای این برنامه از سوی خبرگزاری ها، روزنامه ها و شبکه های تلویزیونی ایتالیا بازتاب بسیار خوبی داشت
لینک منبع عکس ها:http://rome.icro.ir/index.aspx?siteid=208&pageid=11698&newsview=569692
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٤٥ ق.ظ توسط reza شنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳٩٠
نقاش نابغه ۱۲ ساله ایرانی در ایتالیا
نمایشگاه نقاشی یک هنرمند ۱۲ ساله ایرانی مقیم ایتالیا در شهر رم، هنردوستان ایتالیایی را به حیرت واداشت. خانم کنتس «پاتریتسیا دبلانک» گفت: این تابلوها واقعا اعجاب انگیز هستند، من به این هنرمند خردسال ایرانی تبریک می گویم. باید بگویم که استعداد ایرانی ها همواره زبان زد خاص و عام است.
در این نمایشگاه، بیش از ۳۰ اثر از نقاشی های رنگ و روغن این هنرمند خردسال ایرانی با سبک انتزاعی در معرض دید علاقمندان قرار گرفته است. البرتو وسپاتسیانی، کارشناس برجسته نقاشی در ایتالیا گفت: باید بگویم برای نخستین بار است که شاهد خلق چنین اثار فوق العاده زیبا توسط یک کودک ایرانی هستم چرا که این نوع اثار در جهان تا به امروز فقط توسط نقاشان معروف بزرگسال و حرفه ای خلق شده است. پینو اینسنیو، مجری برنامه های تلویزیونی ایتالیا تاکید کرد: اثار زیبای این هنرمند ۱۲ ساله، نام "ایزابل سالاری "را در محافل هنری ایتالیا بر سر زبان ها انداخته است. ایزابل سالاری گفت: من خیلی ایران را دوست دارم.امیداورم روزی بتوانم تابلوهای نقاشی ام را از نزدیک در معرض دید ایرانیان قرار دهم. در هنر مدرن انتزاعی، نقاش عواطف خود چون ترس، اضطراب و عشق را با ترکیب رنگ ها و اشکال مختلف بیان می کند.
اکبر قولی سرپرست رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران که در نمایشگاه حضور داشت، گفت: هماهنگی های لازم برای ارسال اثار این نابغه نوجوان ایرانی به نمایشگاه ها و جشنواره های بین المللی نقاشی در ایران فراهم شده است. دینو زوف، یکی از ۵ دروازه بان برتر تاریخ فوتبال جهان و سرمربی سابق تیم ملی فوتبال ایتالیا که یکی دیگر از شرکت کنندگان در این نمایشگاه بود گفت: نقاشی های بسیار زیبایی هستند.
این هنرمند نوجوان ایرانی، اینده درخشانی در پیش رو دارد. حضور جمعی از شخصیت های فرهنگی، هنری و ورزشی ایتالیا در این نمایشگاه نشان دهنده اهمیت نقاشی این هنرمند نوجوان ایرانی است
به نقل از : http://www.zamannews.ir/View.aspx?ID=900201041
¤ نوشته شده در ساعت ٩:٤۸ ب.ظ توسط reza شنبه ٢٠ فروردین ،۱۳٩٠
مونالیزا نبش قبر می شود
قبر «مونالیزا» برای کشف هویت واقعیاش شکافته میشود.
محققان ایتالیایی خبر دادهاند که قصد دارند برای کشف هویت واقعی زنی که الهامبخش خبرسازترین نقاشی «لئوناردو داوینچی» - نقاش معروف دورهی رنسانس ایتالیا - بوده است، دست به نبش قبر بزنند.
این محققان سعی دارند صورت این زن را دوباره بسازند تا پی به هویت حقیقی او ببرند.
بسیاری از آنها معتقدند تابلوی «مونالیزا» که در فرانسه به «ژکوند» معروف است، پرترهای از «لیزا ژراردینی» است. وی عضوی از خانوادهای تقریبا اشرافی برخاسته از روستا بوده است که با «فرانچسکو دل ژکوندو» - تاجری ثروتمند - ازدواج کرد.
«ژیزپ پالانتی» فردی که تحقیقات وسیعی روی زندگی این زن رنسانسی انجام داده است، گفت: زندگی او دیگر یک راز نیست.
«پالانتی» که در پروژهی نبش قبر «مونالیزا» شرکت ندارد، زندگی این زن ایتالیایی را از زمان تولدش (۱۵ ژوئن ۱۴۷۹) تا زمان مرگش در سن ۶۳ سالگی بررسی کرده است. او کشف کرده است که «لیزا» در صومعهی «سن اورسولا» درگذشته و دفن شده است.
تحقیقات بر روی استخوانهای باقیمانده از الهامبخش نقاشی جنجالبرانگیز «داوینچی» اواخر ماه جاری میلادی آغاز میشود.
«سیلوانو وینستی» یکی از مسوولین این پروژهی تحقیقاتی، گفت: استفاده از رادار نفوذ زیرزمینی در مراحل اولیهی تحقیق نشان داد که احتمالا دخمهای زیر کلیسای این صومعه قرار دارد. ما فکر میکنیم «لیزا ژراردینی» درآن دفن شده است.
هدف این پروژه شناسایی استخوانهای «لیزا» و در صورت امکان، دوبارهسازی صورت وی با استفاده از آزمایشهای DNA ، کربن و روشهای پزشکی قانونی است.
یک متخصص مردمشناسی از دانشگاه «پیزا» در اینباره گفت: ما میتوانیم DNA فرزندان «لیزا» - «بارتولومیو» و «پیرو» - که در کلیسایی در فلورانس دفن شدهاند را با DNA او مقایسه کنیم.
وی در ادامه گفت: اگر به اندازهی کافی از جمجمهی این زن باقی مانده باشد، میتوانیم خصوصیات چهره او را دوبارهسازی کنیم و ببینیم که آیا همان ویژگیهای نقاشی موجود در موزهی «لوو» پاریس را دارد یا نه.
این تحقیقات معمای هویت صاحب لبخند «ژکوند» را روشن میکند. طی سالهای متمادی حدسیات بسیاری دربارهی هویت این زن ایتالیایی زده شده است؛ از جمله اینکه او مادر «داوینچی»، زنی اشرافی و یا در اصل یک مرد بوده است.
به گزارش دیسکاوری، این تحقیقات سوالهای بسیاری را پاسخ خواهد داد که یکی از آنها میتواند این باشد که چرا او، که چهار سال پس از مرگ شوهرش درگذشت، در قبرستان خانوادگی در کنار همسرش دفن نشده است.
«لئوناردو داوینچی» در سال ۱۴۵۲ میلادی در شهر فلورانس ایتالیا متولد شد. او پس از آموختن هنر مجسمهسازی به میلان رفت و پس از بازگشت به فلورانس در مدت چهار سال، تابلوی معروف «مونالیزا» را خلق کرد که اکنون در موزهی «لوور» شهر پاریس نگهداری میشود.
وی طراح اولیه صدها اثر معماری و همچنین طراح اولیهی هواپیما محسوب میشود. یکی از طرحهای ابتکاری او لباس غواصی و زیردریایی جنگی است. او همچنین مسلسل، تانک نظامی، ساعتی که به ساعت «داوینچی» معروف است، کیلومترشمار و چیزهای دیگر را اختراع کرد.
«داوینچی» همچنین طراح صدها شاهکار معماری دورهی رنسانس است. از دیگر تابلوهای مشهور «داوینچی» میتوان به تابلوی معروف «شام آخر» اشاره کرد.
آغاز به کار «داوینچی» برای کشیدن این تابلو در سال ۱۵۰۳ بود و تا ۱۵۰۷ اتمام آن به طول انجامید. این تابلوی نقاشی با ابعاد ۷۷ در ۵۳ سانتیمتر است. نسخهای را که او تهیه کرده بود از نسخه فعلی، بزرگتر بود چرا که در گذر زمان دو ستون از طرفین چپ و راست این تابلو بریده شده است. به همین دلیل به هیچ وجه مشخص نیست که «مونالیزا» در این تابلو نشسته است. همچنین باید اشاره کرد که بسیاری از قسمتهای این تابلو به مرور زمان خراب و یا دوباره نقاشی شده است، اما با این وجود شخصیت اصلی نقاشی همچنان محفوظ ماندهاست.
در ۲۱ اوت سال ۱۹۱۱ تابلوی «مونالیزا» توسط یک دزد ایتالیایی دزیده میشود و به ایتالیا آورده میشود. پس از گذشت دو سال این تابلو در زادگاه خود یعنی فلورانس دیده میشود و پس از انجام برخی فعالیتهای اداری و قانونی تابلو دوباره به موزه «لوور» بازگردانده میشود.
در سال ۱۹۵۶ شخصی اقدام به پاشیدن اسید به قسمت پایینی تابلو کرد که مرمت آن سالها به طول انجامید. در دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی شهرهای نیویورک، توکیو و مسکو میزبان این تابلو بودند
.
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٠٧ ب.ظ توسط reza سهشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٩
نانی مورتی «جدایی نادر از سیمین» را خرید
برای اکران عمومی در ایتالیا،
نانی مورتی «جدایی نادر از سیمین» را خرید
«نانی مورتی»، کارگردان نامدار سینمای جهان، حق توزیع و پخش جدیدترین ساختهی «اصغر فرهادی» را در ایتالیا خریداری کرد.
کمپانی «ساچر فیلم» (sacher film ) متعلق به نانی مورتی حق پخش و نمایش عمومی فیلم «جدایی نادر از سیمین» را در ایتالیا خریداری کرد. این کمپانی تصمیم دارد «جدایی نادر از سیمین» را در ماه ژوئن (خرداد ماه ) بهطور گسترده در سینماهای ایتالیا به نمایش درآورد. «جدایی نادر از سیمین» که برنده خرس طلای بهترین فیلم و دو خرس نقرهای برای مجموعه بازیگران از شصتویکمین جشنواره فیلم برلین است، طبق برنامه زمانی اعلام شده از روز 8 ژوئن (18 خرداد سال آینده) در سینماهای فرانسه و 14 جولای (4 تیر سال آینده) در سینماهای آلمان اکران عمومی خواهد شد.
این فیلم با بازی لیلا حاتمی، شهاب حسینی، پیمان معادی، ساره بیات، سارینا فرهادی، علی اصغر شهبازی، بابک کریمی، شیرین یزدان بخش، کیمیا حسینی و با حضور مریلا زارعی روایت میشود.
کمپانی «ساچر فیلم» در سال 1987 توسط «نانی مورتی»، کارگردان سرشناس ایتالیایی راهاندازی شد که با فیلم «اتاق پسر» در سال 2001 جایزه نخل طلای جشنواره کن را کسب کرد. «مورتی» در سال 1994 با فیلم «خاطرات عزیز» بهترین کارگردان جشنواره کن شد، در سال 2004 جایزه کالسکه طلایی کن را بهدست آورد و در سال 2009 با فیلم «سوسمار» جایزه «شهر رم» جشنواره کن را گرفت.
مورتی در سال 1986 جایزه خرس نقرهای برلین را برای فیلم «توده تمام شده است» کسب کرد، وی در سال 1994 برای فیلم «خاطرات عزیز» جایزه فیپرشی را از جوایز فیلم اروپا گرفت و در سال 1981 برای فیلم «رویاهای طلایی» جایزه ویژه هیأتداوران جشنواره ونیز را گرفت.
¤ نوشته شده در ساعت ٦:٤٥ ب.ظ توسط reza شنبه ٢٧ آذر ،۱۳۸٩
برتولوچی با «من و تو» به سینما بازمیگردد
«من و تو» اولین فیلم بلند سینمایی برتولوچی پس از درام سال 2003 «خیالبافها» با موضوع وقایع سال 1968 پاریس است . کارگردان 70 ساله متولد پارما از آن زمان تاکنون به خاطر مشکلات ناشی از فتق دیسک کمر فعالیت چندانی نداشته است. پروژه «من و تو» در مراحل اول قرار دارد و هنوز حضور هیچ تهیهکنندهای تایید نشده است . برتولوچی همچنین گفت فعلا برنامهای برای ساخت پروژه انگلیسیزبان خود درباره زندگی پرآشوب گسوالدو دا ونوسا، موزیسین و قاتل ایتالیایی قرن شانزدهم ندارد، پروژهای که چند سال روی آن کار کرد.فیلم جدید برتولوچی با بودجهای متوسط در حد درام «محصور» ساخته میشود که سال 1998 اکران شد. برداشت برتولوچی از رمان «من و تو» پنجمین اقتباس از داستانهای نیکولا آمانیتی نویسنده محبوب ایتالیایی است. از فیلمهای قبلی میتوان به «من نمیترسم» و «به فرمان خدا» هر دو به کارگردانی گابریله سالواتوره اشاره کرد . برناردو برتولوچی در 1988 برای «آخرین امپراتور» برنده اسکار بهترین کارگردانی و فیلمنامه اقتباسی شد. او برای فیلمهای فیلمهای «دنبالهرو» و «آخرین تانگو در پاریس» هم نامزد اسکار بوده است. برتولوچی سال 2007 جایزه شیر طلایی یک عمر دستاورد جشنواره ونیز را دریافت کرد
استراتژی عنکبوت»، «1900»، «آسمان سرپناه» و «بودای کوچک» از دیگر ساختههای اوست
منبع :
http://www.khabaronline.ir/news-116604.aspx
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:۱۳ ب.ظ توسط reza شنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٩
ندام تازه برای دو مجسمه ایتالیایی
این دو مجسمه برهنه متعلق به دوران روم باستان در ورودی کاخ نخست وزیری ایتالیا قرار دارند
وزیر فرهنگ ایتالیا روز جمعه (۱۹ نوامبر) از آخرین اقدام "فرهنگی" سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر این کشور دفاع کرد.
به دستور نخست وزیر ایتالیا دو مجسمه مرمری قدیمی "مرمت" شده و اندامهای تازه برای آنها ساخته شده است. تعمیرکاران برای مجسمه ونوس (الهه عشق) بازویی تازه و برای مجسمه مارس (خدای جنگ) یک آلت تناسلی تازه ساختهاند.
ساندرو بوندی، وزیر فرهنگ ایتالیا که از دوستان نزدیک آقای برلوسکونی است، در برابر انتقاد هنرشناسان و رسانههای جمعی، اقدام نخست وزیر را "قابل جبران" دانسته است.
دو مجسمه برهنه از زمان روم باستان که در ورودی کاخ نخست وزیری ایتالیا قرار دارند، از دیرباز "ناقص" بودهاند: ونوس بازوی راست خود و مارس آلت خود را از دست داده بود.
این دو مجسمه زیبا حدود صد سال پیش طی حفاری یافت شدند و قبلا در موزه باستانشناسی رم قرار داشتند.
منتقدان نخست وزیر ایتالیا را به ارتکاب دو خطای بزرگ متهم میکنند: به نظر آنها مرمت مجسمههای باستانی با تکنیکها و افزارهای امروزی هم با ذوق سلیم ناسازگار است و هم با نص قانون مغایرت دارد.
هنرشناسان عقیده دارند که "مرمت" آثار هنری باستانی به این آثار چیزی اضافه نمیکند، بلکه از اصالت و زیبایی آنها میکاهد.
به نوشته رسانههای ایتالیایی برای افزودن اندامهای تازه برای دو مجسمه مبلغ ۷۳ هزار یورو (حدود ۱۰۰ هزار دلار) هزینه شده است.
این در شرایطی است که دولت ایتالیا در بحران مالی عمیقی فرو رفته و بودجه امور فرهنگی را در سال آینده به میزان ۴۶ درصد کاهش داده است، چیزی که در تاریخ این کشور بیسابقه است.
منتقدان طعنه میزنند که انگیزه اصلی نخست وزیر ایتالیا علاقه خاص او به نمایش "اندامهای ویژه" است.
آقای برلوسکونی شخصا به تعمیر دو مجسمه دستور داده است.
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/11/101119_u03_aa_roman_statues.shtml?print=1
¤ نوشته شده در ساعت ٥:٢٠ ب.ظ توسط reza جمعه ٧ آبان ،۱۳۸٩
یافته های تازه باستانشناسان در مورد شهر پمپئی
تحقیقات علمی اخیر نشان داده است که در 79 سال پیش از میلاد مسیح، مردم شهر پمپئی در ایتالیا، پس از انفجار آتشفشان، در معرض حرارت شدید قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند. پیش از این، گمان می رفت که مردم پمپئی بر اثر استشمام گاز سمی ناشی از آتشفشان جان باخته باشند. پس از سالها تجزیه و تحلیل بیش از صدها اسکلت و انتشار آزمایشی گاز سمی، محققان مشاهده کردند که مردم پمپی چگونه دردم بر اثر حرارت فوق العاده بالا کشته شدند. باستاشناسان، اسکلتهایی را در معرض حرارت 250 و 300 درجه قرار دادند و متوجه شدند که این اسکلتها به استخوانهای یافته شده در پمپیی شبیه هستند. حرارتی که مردم اطراف آتشفشان را کشته است این قدرت را دارد که درون یک ابر، تا شعاع 20 کیلومتری حرکت کند. می توان تجسم کرد که اگر امروز این قله آتشفشان مانند 79سال پیش از میلاد طغیان کند، بیش از 3 میلیون نفردر شهر ناپل که در یک شعاع 10 کیلومتری زندگی می کنند در خطر مرگ قرار خواهند گرفت. اما همه محققان در باره علت کشته شدن مردم پمپی یک نظر واحد ندارند. عده ای بنا به نامه هایی که 25 سال بعد از انفجار آتشفشان نوشته شده، بر این عقیده اند که این مردم بر اثر خاکستری ناشی از آتشفشان تلف شند. در جریان این تحقیق، چوب هایی در محل یافت شد که اصلا ذغال نشده بوند وشواهد نشان می دهند که مردم براثر خفگی ناشی از خاکستری که ریه هیشان را پر کرده بود، جان باخته اند.اگر این نظریه درست باشد ،در صورت بروزخطر آتشفشان مجدد، مردم شهر ناپل باید تا شعاع بیست کیلومتری تخلیه شوند و نه آنگونه که گمان می رفت تا شعاع هشت کیلومتری
منبع:
http://persian.euronews.net/2010/09/06/new-theories-about-pompeii/
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:۳٧ ق.ظ توسط reza
