ایتالیا و ...


بهترین فیلم خارج اتحادیه اروپا جایزه دیوید دی دوناتلللو

مراسم پنجاه و ششمین  دوره از جوایز  "دیوید دی دوناتلو" که از آن به عنوان
معادل ایتالیایی اسکار یاد می‌شود، روز جمعه در رم برگزار شد و فیلم برنده اسکار اصغر
فرهادی، جایزه بهترین فیلم خارج اتحادیه اروپا را دریافت کرد.

سایت اکادمی سینمای ایتالیا و جایزه ی
دیوید دی دوناتللو:

http://www.daviddidonatello.it/candidati.php


reza

الاغ تاکسى در ایتالیا!

 



مسئولان شهرى در ایتالیا همزمان با بحران اقتصادى اروپا و به منظور صرفه جویى در
هزینه ها و حفاظت از محیط زیست طرح الاغ تاکسى را به اجرا گذاشته اند. ناوگان حمل
و نقل عمومى شهر رِجو اِمیلیا اکنون براى جابه جایى مردم در سطح خیابان ها از الاغ
استفاده مى کند. دو الاغ قوى جثه از ابتداى ماه مارس به مردم محلى که قصد دارند
خواروبار به خانه هایشان ببرند، کمک مى کنند.

یکى از مردم محلى به نام اِلیسا مارچى مى گوید شنبه هر هفته براى خرید به بازار
روز مى آیم. استفاده از الاغِ تاکسى واقعا ایده جالبى است. این حیوانات به مشتریان
کمک مى کنند تا اجناس خریدارى شده را به خانه ببرند. بدین ترتیب هوا نیز آلوده نمى
شود. طرح الاغ تاکسى را نخستین بار اتحادیه محلى کشاورزى و یکى از شرکت هاى پرورش
دام در ایتالیا اجرا کردند. مسئولان اتحادیه کشاورزى منطقه رجو امیلیا معتقدند این
اقدامى موثر براى حفظ سنت هاى گذشته است. مارینو لانی، از مقامات محلى مى گوید
کشاورزى ایتالیا در گذشته براى حمل و نقل بیشتر به حیواناتى مانند الاغ، اسب و گاو
نر متکى بود. اکنون ما الاغ ها را دوباره به سطح شهر آورده ایم و این به معناى
استمرار سنت و فرهنگ قدیمى است. ماسیمو مونتاناری، مالک این الاغ ها نیز مى گوید
گرچه الاغ ها سرعت وسایل حمل و نقل امروزى را ندارند، استفاده از آنها به صرفه
جویى در پول و حفاظت از محیط زیست کمک مى کند. به گفته مونتاناری، پرورش الاغ ها
هزینه چندانى ندارد. غذاى آنها چمن و علف معمولى است که حتى اسب ها نیز از آن
استفاده نمى کنند. بعلاوه، از پهن این حیوانات نیز مى توان به عنوان کود براى
گیاهان استفاده کرد. مردم رجو امیلیا هنوز به استفاده از الاغ براى حمل بارهاى
سنگین عادت نکرده اند، اما این دو الاغ توجه بسیارى از مردم را جلب کرده اند.

این هم لینک و تصویر مربوطه

http://bologna.repubblica.it/cronaca/2012/03/24/news/contro_il_caro_benzina_arriva_l_asino-taxi-32126963/


reza

حضور دکتر دومنیکو اینجنیتو در جشنواره ی شعر فجر

دکتر دومنیکو اینجنیتو Domenico Ingenito؛ شاعر پارسی گوی ایتالیایی، در ششمین جشنواره بین المللی شعر فجر حضور  یافت

 "دومنیکو اینجنیتو "متولد سال 1382میلادی  و تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی
رشته ی علوم ارتباطات د ردانشگاه شرق شناسی ناپل؛ کارشناسی ارشد در رشته ی زبان هاو فرهنگ های تطبیقی د ردانشگاه بلونیا و دکترای زبان و ادبیات پارسی د ردانشگاه شرق شناسی ناپل به پایان رسانده و هم اکنون در یکی از کالج های وابسته به دانشگاه آکسفورد به تدریس زبان پارسی اشتغال دارد. از وی آثار بسیاری د رحوزه ی ایران شناسی و زبان و ادبیات پارسی به چاپ رسیده است که از آن میان می توان به ترجمه ایتالیایی گزیده ای از اشعار فروغ فرخزاد اشاره نمود.

چند سال پیش که ایشان را در تهران دیده بودم و هنوز دانشجوی زبان فارسی
بود،خیلی قشنگ زبان فارسی ، آن هم با لحجه ی تهرونی اش ، صحبت می کرد . در مراسم پایانی این جشنواره   هم که آمده بود تهران، دوستی می گفت ، صحبت هایش که تمام شد گفت: برای سلامتی همه ی شعرای گذشته ی ایرانی ،اون هایی که الان هستند و اون هایی که خواهند اومد ، یه صلوات بلند بفرستید!!

 در اخبار هم آمده بود که : دومنیکو اینجنیتو شاعر جوان ایتالیایی هم که تلاش می‌کرد عشق زایدالوصف خود را به زبان فارسی بیان کند، سخنانش را البته با سخنی گنگ به اتمام رساند. او گفت: «من مچ دستم و رگ گردنم را به زبان فارسی تقدیم کردم تا کاملاً انسان شوم!».

 


reza

حضور دکتر دومنیکو اینجنیتو در جشنواره ی شعر فجر

دکتر دومنیکو اینجنیتو Domenico Ingenito؛ شاعر پارسی گوی ایتالیایی، در ششمین جشنواره بین المللی شعر فجر حضور  یافت

 "دومنیکو اینجنیتو "متولد سال 1382میلادی  و تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی
رشته ی علوم ارتباطات د ردانشگاه شرق شناسی ناپل؛ کارشناسی ارشد در رشته ی زبان هاو فرهنگ های تطبیقی د ردانشگاه بلونیا و دکترای زبان و ادبیات پارسی د ردانشگاه شرق شناسی ناپل به پایان رسانده و هم اکنون در یکی از کالج های وابسته به دانشگاه آکسفورد به تدریس زبان پارسی اشتغال دارد. از وی آثار بسیاری د رحوزه ی ایران شناسی و زبان و ادبیات پارسی به چاپ رسیده است که از آن میان می توان به ترجمه ایتالیایی گزیده ای از اشعار فروغ فرخزاد اشاره نمود.

چند سال پیش که ایشان را در تهران دیده بودم و هنوز دانشجوی زبان فارسی
بود،خیلی قشنگ زبان فارسی ، آن هم با لحجه ی تهرونی اش ، صحبت می کرد . در مراسم پایانی این جشنواره   هم که آمده بود تهران، دوستی می گفت ، صحبت هایش که تمام شد گفت: برای سلامتی همه ی شعرای گذشته ی ایرانی ،اون هایی که الان هستند و اون هایی که خواهند اومد ، یه صلوات بلند بفرستید!!

 در اخبار هم آمده بود که : دومنیکو اینجنیتو شاعر جوان ایتالیایی هم که تلاش می‌کرد عشق زایدالوصف خود را به زبان فارسی بیان کند، سخنانش را البته با سخنی گنگ به اتمام رساند. او گفت: «من مچ دستم و رگ گردنم را به زبان فارسی تقدیم کردم تا کاملاً انسان شوم!».

 


reza

رستوران "“ایران ایتالیا"

این رستوران را  سایت "کجا حوبه"   معرفی کرده با این تعریف:"رستوران ایران ایتالیا در سال 1385 تاسیس گردید.ابن رستوران از اولین رستوران های مشهد است که غذاهای ایتالیایی را با کیفیت بالا ارائه می دهد و جز برترین رستوران های مشهد در این زمینه شناخته می شود.از امکانات این رستوران می توان به داشتن مکانی ارام و زیبا همراه با غذاهایی لذیذ اشاره کرد"البته نظر برخی مشتریان هم تا حدی جالب هستند!!

راستی چرا اسم یک جا می تونه این قدر اهمیت داشته باشه و جلب نظر و مشتری کنه؟؟

یک ضرب المثل ایتالیایی میگه : "l'abito no fa il monaco" (با لباس آدم راهب نمیشه) و یا جمله ی معروف بین ایتالیایی ها  :L,apparenza Ingana    " ظاهر فریب میدهد" رو نمیدونم چه قدر در مورد این رستوران صادق است .

این هم آدرس سایت "کجا حوبه"   :http://www.kojakhoobe.com/RestaurantDetails.aspx?id=1078&AspxAutoDetectCookieSupport=1

 البته  میدونیند که رستوران های ایتالیایی !! زیادی تو ایران بویژه در تهران هستند .

 به علاوه تو ایتالیا هم چندین رستوران ایرانی وجود دارند مثل رستوران "کباب" که متعلق به حسین آقا است و فامیلی ایشون رو فراموش کردم. یک سایت هم این رستوران کباب داره: http://www.kabab.it/

.BUON APPETITO

 

  


reza

پس از 53 سال مجسمه فردوسی در رم مرمت شد

به همت رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا پس از 53 سال مجسمه شاعر پرآوازه ایران حکیم ابوالقاسم فردوسی در رم پایتخت ایتالیا مرمت شد.

این مجسمه که یک متر و 85 سانتیمتر ارتفاع دارد و از مرمر سفید ساخته شده است، کار استاد ابوالحسن صدیقی نقاش و پیکرتراش برجسته ایرانی است که در بیستم ماه مه 1958 به رم منتقل و در میدانی با نام این شاعر بزرگ ایرانی نصب شده است.

میدان معروف شاعر پرآوزه ایران حکیم ابوالقاسم فردوسی در شهر رم که مجسمه فردوسی را در دل خود جای داده است با عنوان ایتالیایی "Piazzale Ferdowsi" روزانه شاهد گذر هزاران ایتالیایی و گردشگر خارجی است که از سراسر جهان به ایتالیا سفر می کنند.

تندیس فردوسی در طول زمان به دلیل شرایط آب و هوایی ایتالیا در معرض تخریب قرار گرفته و علاوه بر آسیب هایی که به قسمت هایی از مجسمه وارد شده بود بخش هایی از نوشته های پایه مجسمه نیز کاملا از بین رفته بود.در این خصوص رایزنی فرهنگی ایران با توجه به اهمیت وجود این اثر فاخر ایرانی در پایتخت تاریخی ترین کشور اروپا و به دنبال درخواست های ایرانیان مقیم و گردشگران ایرانی که وجود این تندیس را در شهر رم مایه مباهات خود می دانند، پیگیری مرمت مجسمه را در دستور کار خود قرار داده و با پیگیری و ملاقات هایی که با مسئولین شهرداری رم انجام شد، معاونت میراث فرهنگی شهرداری رم کار مرمت این اثر تاریخی را به عهده گرفت.مرمت مجسمه فردوسی حدود 2 ماه پیش توسط یک تیم مجرب از استادان مرمت ایتالیا آغاز و هفته گذشته به پایان رسید.همچنین بر اساس توافقات به عمل آمده با شهرداری رم، مقرر شده است از این پس هر سال اداره پارک های شهر رم ضمن بررسی و بازبینی وضعیت این مجسمه، نسبت به جلوگیری از تخریب ناشی از شرایط آب و هوایی اقدام کند.

لینک خبر:

http://rome.icro.ir/index.aspx?siteid=208&pageid=11698&newsview=572206

 


reza

کلوسئوم یا به قول ایتالیایی ها " کلوسئو"

 

کلوسئوم یکی از عجایب هفت گانه جدید است؛ آمفی تئاتری افسانه ای که به محلی برای مبارزات خونین در زمان روم باستان تبدیل شده بود خیلی ها با شنیدن کلمه « روم» به یاد گلادیاتورها و مسابقه های مرگبار آنها در دوران گذشته می افتند؛ مسابقه های هیجان انگیزی که در آنها هزاران تماشاچی دور تا دور هم می نشستند و مبارزه این گلادیاتورها یا اسیران جنگی قدرتمند را با همدیگر یا با شیرهای درنده تماشا می کردند. یکی از این جایگاه های معروف که رومی های قدیم در آن می نشستند و این مبارزه های مهیج را تماشا می کردند. آمفی تئاتر کلوسئوم است که سال های طولانی به محل مبارزه گلادیاتورهای زیادی در دوران روم باستان تبدیل شده بود. این آمفی تئاتر افسانه ای یکی از عجایب هفت گانه جدید دنیا به شمار می رود.  کلوسئوم آمفی تئاتر بیضی شکلی است که در مرکز شهر روم پایتخت ایتالیا قرار دارد و یکی از بزرگ ترین سازه هایی است که در امپراتوری روم بنا شده و از شاهکارهای معماری و مهندسی دوران روم باستان به شمار می رود. تا قرون وسطی این آمفی تئاتر به نام فلاویان خوانده می شد اما پس از این دوران به دلیل وجود مجسمه بزرگی از «نرو» که پیش از امپراتوری فلاویان بر روم حکمفرما بود، نام این آمفی تئاتر را به کلوسئوم که معنای ریشه ای آن بزرگ و عظیم است، تغییر دادند. بعد از نرو، این سرزمین در عرض یک سال چهار امپراتور را به خود دید تا اینکه وسپاسیان از خاندان فلاویان در سال های 70 تا 72 به قدرت رسید و از یک سو برای اینکه سلطه و سیطره اش را روی مردم روم دو چندان کند و خودی نشان بدهد و از سوی دیگر تنش های یک سال اخیر را کم کند، دستور داد آمفی تئاتری با وسعت تقریباً 2500 متر مربع با بیش از 45 متر ارتفاع و گنجایشی بالغ بر 50 هزار نفر بسازند. امپراتور وسپاسیان مرد باهوشی بود چون می دانست که باید برای مردم نمادی بسازد که یادآور خدماتش به رومیان باشد؛ به خاطر همین تصمیم گرفت با خشک کردن زمین های باتلاقی بین تپه های اسکوئیلین و کائلین آمفی تئاتر بزرگی بنا کند. البته در زمان فرمانروایی نرو، او برای خوشحال کردن مردم یک قصر بسیار بزرگ با دریاچه ای مصنوعی ساخت اما به خاطر اینکه در آن زمان مردم روم قحطی زده و گرسنه بودند و بیماری بین آنها بیداد می کرد، این کار نرو به هیچ عنوان رومی ها را خوشحال نکرد. در هر حال در حین ساخت آمفی تئاتر کلوسئوم امپراتور وسپاسیان از دنیا رفت و نتوانست کامل شدن آن را ببیند. پس از مرگ او، تیتوس- پسر ارشد امپراتور- بر تخت پادشاهی نشست و دستور به ادامه کار و کامل کردن این بنای عظیم داد. در سال 81 هم برادر تیتوس با در دست گرفتن امور روم ساختن بنا را دنبال کرد. حدود هشت سال طول کشید تا ساخت این بنا تمام شد و تیتوس اسم این آمفی تئاتر را به افتخار فلاویان، جد بزرگشان آمفی تئاتر فلاویان گذاشت و پس از آن به دستور او جشن 100 روزه ای برای افتتاح آمفی تئاتر به پا کردند. از آن روز به بعد آمفی تئاتر فلاویان به محلی برای مبارزه گلادیاتورها و تشویق هزاران تماشاچی مشتاق که جنگجوی موردعلاقه خود را تشویق می کردند تبدیل شد. تمام افراد جامعه می توانستند برای تماشای مسابقه و برنامه های مختلف به کلوسئوم بیایند اما آمفی تئاتر طوری طراحی شده بود که هرکس براساس موقعیت و کلاس اجتماعی اش در جایگاه مخصوص می نشست و برنامه را تماشا می کرد. امپراتور و خانواده اش در پایین ترین نقطه آمفی تئاتر می نشستند تا از نزدیک شاهد مبارزه ها باشند و دیگر خانواده های اشرافی و ثروتمند در ردیف های بالاتر و افراد عادی جامعه و زن ها در قسمت های بالاتر جایگاه و دور تا دور آن می نشستند. مهندسان این بنا برای سرما و گرمای هوا هم چاره ای اندیشیده و سرپناهی را روی ستون هایی تعبیه کرده بودند که هنگام بارندگی یا گرمای سوزان خورشید آن را بالای سر مردم باز می کردند و از دور طوری به نظر می رسید که انگار آمفی تئاتر سقف دارد. یکی از جالب ترین بخش ها در معماری آمفی تئاتر کلوسئوم این است که ثروتمندان روی صندلی هایی که از سنگ مرمر ساخته شده بود و عوام روی صندلی های چوبی می نشستند؛ البته چشم انداز همه ردیف های این آمفی تئاتر به خوبی طراحی شده بود و تماشاچی ها از هر نقطه آن به راحتی می توانستند میدان مبارزه را تماشا کنند. همچنین گفته می شود که تورهای مخصوصی رو به روی جایگاه امپراتور و خانواده اش نصب کرده بودند تا در حین نبرد گلادیاتورها خون افرادی که زخمی می شدند به طرف پادشاه و خانواده اش نپاشد. کلوسئوم مجهز به 80 ورودی بود که البته تعداد زیاد درها بی علت نبود؛ مردمی که برای تماشای مبارزات به کلوسئوم می آمدند به راحتی و بدون هیچ مشکلی وارد می شدند و اگر زمانی حین تماشای برنامه مشکلی پیش می آمد در عرض چند دقیقه همه این 50 هزار نفر از 80 خروجی بدون هیچ ترافیکی خارج می شدند. در قسمت پایینی زمین آمفی تئاتر- یعنی جایی که برنامه اجرا می شد- اتاقک های کوچکی برای نگهداری گلادیاتورها و حیوانات درنده ساخته شده بود. برای اجرای نمایش در ورودی ای را که به زمین آمفی تئاتر راه داشت باز می کردند تا حیوانی که می خواستند با آن نمایش دهند وارد میدان شود. برای گلادیاتورها و بردگان و اسرا هم سطحی صاف شبیه به آسانسور طراحی کرده بودند تا به راحتی آنها را جا به جا کنند و حتی گفته می شود در این مکان با جاری کردن آب به داخل آمفی تئاتر از طریق کانال، آبراه و اتاقک های تحتانی، نمایش ها و نبردهای دریایی هم اجرا می شد. به این ترتیب در تمام سال هایی که این آمفی تئاتر محلی برای اجرای نمایش های خونین گلادیاتورها بود، هزاران انسان و حیوان در این قتلگاه کشته شدند تا اینکه در قرن چهارم مسابقات گلادیاتورها غیرقانونی اعلام شد و فقط جنگ بین حیوانات درنده تا قرن ششم ادامه یافت. در سال های بعدی زمانی که کلوسئوم متروکه شد از سنگ های مرمر آن برای ساخت دیگر بناها استفاده کردند تا اینکه زلزله باعث شد نیمی از دیوارهای آن فرو بریزد. با این حال هنوز هم گردشگرانی که برای بازدید از کلوسئوم به روم سفر می کنند، می توانند اجرای نمایشی مبارزه گلادیاتورها را در آنجا مشاهده کنند.  کلوسئوم در قرون وسطی آمفی تئاتر کلوسئوم در دوران قرون وسطی دچار تغییر و تحولات فراوانی شد. در قرن ششم کلیسای کوچکی در محوطه درونی آمفی تئاتر ساخته شد که با گذشت زمان تبدیل گورستان شد. حتی زمانی که در کلوسئوم دیگر خبری از نمایش های خونین و وحشتناک نبود، تعدادی از رومی ها برای زندگی به آنجا نقل مکان کرده و از بخش های گنبدی شکل آمفی تئاتر به جای خانه یا مغازه استفاده کردند. در متون قدیمی نوشته شده که این کار تا قرن ها بعد ادامه داشت تا اینکه در سال 1349 زلزله مهیبی رخ داد و باعث شد بخش خارجی قسمت جنوبی این آمفی تئاتر که خاک زمین آن استواری کمتری نسبت به دیگر قسمت ها داشت خسارت بیشتری ببیند و به این ترتیب این قسمت از آمفی تئاتر ویران شود.  نمایش گلادیاتورها در کلوسئوم هزاران نبرد بین گلادیاتورها به نمایش گذاشته شد؛ مبارزه های پر از خشونتی که تماشاچی های زیادی را به این آمفی تئار بزرگ می کشاندند. البته علاوه بر این مبارزه ها برنامه های مختلف دیگری هم در این مکان اجرا می شد که به آنها لقب مونرا داده بودند. یکی دیگر از نمایش های مشهوری که در این آمفی تئاتر برگزار می شد شکار حیوانات وحشی یا ونیتیو بود. در این نمایش انواع و اقسام حیوانات مثل کرگدن، اسب آبی، فیل، زرافه، گاومیش، شیرهای وحشی، خرس، پلنگ، ببرهای مازندران، کروکودیل و شترمرغ را از آفریقا و خاورمیانه به روم می آوردند و مبارزان به نبرد با آنها خوانده می شدند و باید آنها را شکار می کردند. برای اجرای این نمایش معمولاً دکورهای متحرکی می ساختند و درون میدان مسابقه را با درخت ها و ساختمان ها تزئین می کردند تا نمایش ها هرچه باشکوه تر و هیجان انگیزتر برگزار شوند. گفته می شود مارکوس آلپیوس تراجانوس- نخستین امپراتور غیر رومی- بعد ازا ینکه توانست بر این سرزمین پیروز شود 11 هزار حیوان و 10 هزار گلادیاتور را به خدمت گرفت و با برپایی 123 روز نمایش خونین و پر هیجان این پیروزی را جشن گرفت. در دست نوشته های به دست آمده از دوران باستان هم آورده شده که در روزهای نخستین افتتاح آمفی تئاتر به دستور تینوس نمایش های دریایی زیادی برگزار می شد و در آن اسب ها و گاوهایی که شنا کردن را یاد گرفته بودند به میدان مسابقه که پر از آب شده بود می آوردند. نمایش پر هیجان دیگری هم به نام جنگ دریایی بین یونانی های اهل دریای مدیترانه و کورینتیانس ها در این مکان برگزار می شد.

 

 منبع: همشهری سرنخ، شماره 61. 

لینک :

http://kanooneiranian.blogspot.com/2011/10/blog-post_07.html

 


reza

با ذکر یا الله نمایش باستانی پهلوانی و زورخانه ای در پایتخت ایتالیا برگزار شد

به همت رایزنی فرهنگی سفارت ج.ا.ایران در ایتالیا و با همکاری فدراسیون پهلوانی و زورخانه ای جمهوری اسلامی ایران، تیم ملی پهلوانی و زورخانه ای کشورمان برای نخستین بار با حضور در مجموعه فرهنگی و هنری آدیتوریوم پایتخت ایتالیا، در حضور سفرای ایران در رم، واتیکان و نمایندگان و سفیران ۱۳ کشور و صدها ایرانی و ایتالیایی، ورزش اصیل و باستانی کشورمان را به نمایش گذاشت.

تیم ملی پهلوانی و زورخانه ای جمهوری اسلامی ایران که اولین حضور خود را در ایتالیا تجربه می کند با ذکر یا الله و حضور در صحنه و اجرای استادانه حرکات میل گیری  و پرتاب میل و سنگ و چرخ و کباده و کشتی پهلوانی به همراه ضرب و زنگ و آواز مرشد، مخاطبان ایتالیایی را با این جلوه افتخار برانگیز از فرهنگ اسلامی ایرانی آشنا نموده و اعضاء گروه با هنرمندی و انتقال نمادهایی از روح پهلوانی و صلح طلبی در ایران اسلامی، معنا و باطن این آئین پهلوانی را به خوبی به حضار منتقل نمودند و در پایان برنامه، با حضور فروتنانه در میان حضار و پذیرش مهربانانه استقبال ایشان، این باطن و معنا را باور پذیر ساختند.

در این مراسم که شماری از استادان برجسته اسلام شناس و زبان فارسی، باستان شناسان، مقامات وزارت میراث و فعالیت های فرهنگی ایتالیا و همچنین تعدادی از هنرمندان عرصه سینما و موسیقی ایتالیا حضور داشتند، صلوات بر محمد و آل محمد، بارها در فضای سالن آدیتوریوم شهر رم  طنین انداز شد.

سرود "ای ایران" پایان بخش این مراسم باشکوه بود و سپس ایرانی ها و ایتالیایی های علاقمند به آداب و سنت های باستانی کشورمان تا دقایق طولانی در خصوص اجراها و نمایش زورخانه ای به گفت وگو با یکدیگر پرداختند.

گفت وگوی ایرانی ها و ایتالیایی ها با سفیر جمهوری اسلامی ایران در رم و سرپرست رایزنی فرهنگی کشورمان برای ادامه و افزایش این  برنامه های فرهنگی و ورزشی و گفت و گوی شماری از شرکت کنندگان با خبرنگاران حاضر و ابراز شادمانی از این مراسم، نکات مورد توجه در این مراسم بود.

ساعاتی قبل از شروع برنامه، شبکه های تلویزیونی و رادیویی ایتالیا با پخش سرودها و موسیقی ورزش های سنتی کشورمان، از اجرای این برنامه در بزرگترین مجموعه فرهنگی و هنری پایتخت ایتالیا خبر دادند.

سالن اجرای این برنامه  علی رغم ظرفیت ۳۵۰ نفره و بلیط های ۱۵ یورویی، با شروع برنامه بیش از ۱۵۰ نفر با اصرار و علاقمندی خاص علاوه بر ظرفیت در گوشه و کنار سالن بطور ایستاده و نشسته اجرای تیم ملی زورخانه ای را مشاهده کردند.

سرپرست رایزنی فرهنگی کشورمان در گفت وگو با رسانه های ایتالیایی ابراز امیدواری کرد که از این پس ایرانی ها و ایتالیایی های علاقمند به هنرهای سنتی، شاهد حضور بیش از پیش این گونه مراسم باشند.

اکبر قولی با اشاره به حضور تیم ملی پهلوانی و زورخانه ای جمهوری اسلامی ایران در رم و اجرای برنامه های متنوع سنتی، گفت که ارائه این برنامه ی سنتی نشانگر غنای فرهنگ ایرانی است که توانسته عناصر و نمادهای آیینی تاریخ ایران را در کنار موسیقی، نمایش طراحی لباس و صحنه و دیگر مولفه ها را چنان فراهم آورد که محصول آن بتواند در عالی ترین سطح علاوه بر هر دو مخاطب موسیقی و ورزشی، دو ملت ایران و ایتالیا را بیش از پیش به هم نزدیک کند.

 اجرای این برنامه از سوی خبرگزاری ها، روزنامه ها و شبکه های تلویزیونی ایتالیا بازتاب بسیار خوبی داشت

 لینک منبع عکس ها:http://rome.icro.ir/index.aspx?siteid=208&pageid=11698&newsview=569692

 

 


reza

نقاش نابغه ۱۲ ساله ایرانی در ایتالیا

نمایشگاه نقاشی یک هنرمند ۱۲ ساله ایرانی مقیم ایتالیا در شهر رم، هنردوستان ایتالیایی را به حیرت واداشت. خانم کنتس «پاتریتسیا دبلانک» گفت: این تابلوها واقعا اعجاب انگیز هستند، من به این هنرمند خردسال ایرانی تبریک می گویم.  باید بگویم که استعداد ایرانی ها همواره زبان زد خاص و عام است.

در این نمایشگاه، بیش از ۳۰ اثر از نقاشی های رنگ و روغن این هنرمند خردسال ایرانی با سبک انتزاعی در معرض دید علاقمندان قرار گرفته است. البرتو وسپاتسیانی، کارشناس برجسته نقاشی در ایتالیا گفت: باید بگویم برای نخستین بار است که شاهد خلق چنین اثار فوق العاده زیبا توسط یک کودک ایرانی هستم چرا که این نوع اثار در جهان تا به امروز فقط توسط نقاشان معروف بزرگسال و حرفه ای خلق شده است. پینو اینسنیو، مجری برنامه های تلویزیونی ایتالیا تاکید کرد: اثار زیبای این هنرمند ۱۲ ساله، نام "ایزابل سالاری "را در محافل هنری ایتالیا بر سر زبان ها انداخته است. ایزابل سالاری گفت: من خیلی ایران را دوست دارم.امیداورم روزی بتوانم تابلوهای نقاشی ام را از نزدیک در معرض دید ایرانیان قرار دهم. در هنر مدرن انتزاعی، نقاش عواطف خود چون ترس، اضطراب و عشق را با ترکیب رنگ ها و اشکال مختلف بیان می کند.

اکبر قولی سرپرست رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران که در نمایشگاه حضور داشت، گفت: هماهنگی های لازم برای ارسال اثار این نابغه نوجوان ایرانی به نمایشگاه ها و جشنواره های بین المللی نقاشی در ایران فراهم شده است. دینو زوف، یکی از ۵ دروازه بان برتر تاریخ فوتبال جهان و سرمربی سابق تیم ملی فوتبال ایتالیا که یکی دیگر از شرکت کنندگان در این نمایشگاه بود گفت: نقاشی های بسیار زیبایی هستند.

این هنرمند نوجوان ایرانی، اینده درخشانی در پیش رو دارد. حضور جمعی از شخصیت های فرهنگی، هنری و ورزشی ایتالیا در این نمایشگاه نشان دهنده اهمیت نقاشی این هنرمند نوجوان ایرانی است

به نقل از : http://www.zamannews.ir/View.aspx?ID=900201041

 

 


reza

مونالیزا نبش قبر می شود

قبر «مونالیزا» برای کشف هویت واقعی‌اش شکافته می‌شود.
محققان ایتالیایی خبر داده‌اند که قصد دارند برای کشف هویت واقعی زنی که الهام‌بخش خبرسازترین نقاشی «لئوناردو داوینچی» - نقاش معروف دوره‌ی رنسانس ایتالیا - بوده است، دست به نبش قبر بزنند.
این محققان سعی دارند صورت این زن را دوباره بسازند تا پی به هویت حقیقی او ببرند.
بسیاری از آن‌ها معتقدند تابلوی «مونالیزا» که در فرانسه به «ژکوند» معروف است، پرتره‌ای از «لیزا ژراردینی» است. وی عضوی از خانواده‌ای تقریبا اشرافی برخاسته از روستا بوده است که با «فرانچسکو دل ژکوندو» - تاجری ثروتمند - ازدواج کرد.
«
ژیزپ پالانتی» فردی که تحقیقات وسیعی روی زندگی این زن رنسانسی انجام داده است،‌ گفت: زندگی او دیگر یک راز نیست.
«
پالانتی» که در پروژه‌ی نبش قبر «مونالیزا» شرکت ندارد، زندگی این زن ایتالیایی را از زمان تولدش (۱۵ ژوئن ۱۴۷۹) تا زمان مرگش در سن ۶۳ سالگی بررسی کرده است. او کشف کرده است که «لیزا» در صومعه‌ی «سن اورسولا» درگذشته و دفن شده است.
تحقیقات بر روی استخوان‌های باقی‌مانده از الهام‌بخش نقاشی جنجال‌برانگیز «داوینچی» اواخر ماه جاری میلادی آغاز می‌شود.
«
سیلوانو وینستی» یکی از مسوولین این پروژه‌ی تحقیقاتی، گفت: استفاده از رادار نفوذ زیرزمینی در مراحل اولیه‌ی تحقیق نشان داد که احتمالا دخمه‌ای زیر کلیسای این صومعه قرار دارد. ما فکر می‌کنیم «لیزا ژراردینی» درآن دفن شده است.
هدف این پروژه شناسایی استخوان‌های «لیزا» و در صورت امکان، دوباره‌سازی صورت وی با استفاده از آزمایش‌های DNA ، کربن و روش‌های پزشکی قانونی است.
یک متخصص مردم‌شناسی از دانشگاه «پیزا» در این‌باره گفت: ما می‌توانیم DNA فرزندان «لیزا» - «بارتولومیو» و «پیرو» - که در کلیسایی در فلورانس دفن شده‌اند را با DNA او مقایسه کنیم.
وی در ادامه گفت: اگر به اندازه‌ی کافی از جمجمه‌ی این زن باقی مانده باشد، می‌توانیم خصوصیات چهره او را دوباره‌سازی کنیم و ببینیم که آیا همان ویژگی‌های نقاشی موجود در موزه‌ی «لوو» پاریس را دارد یا نه.
این تحقیقات معمای هویت صاحب لبخند «ژکوند» را روشن می‌کند. طی سال‌های متمادی حدسیات بسیاری درباره‌ی هویت این زن ایتالیایی زده شده است؛ از جمله اینکه او مادر «داوینچی»، زنی اشرافی و یا در اصل یک مرد بوده است.
به گزارش دیسکاوری، این تحقیقات سوال‌های بسیاری را پاسخ خواهد داد که یکی از آن‌ها می‌تواند این باشد که چرا او، که چهار سال پس از مرگ شوهرش درگذشت، در قبرستان خانوادگی در کنار همسرش دفن نشده است.
«
لئوناردو داوینچی» در سال ۱۴۵۲ میلادی در شهر فلورانس ایتالیا متولد شد. او پس از آموختن هنر مجسمه‌سازی به میلان رفت و پس از بازگشت به فلورانس در مدت چهار سال، تابلوی معروف «مونالیزا» را خلق کرد که اکنون در موزه‌ی «لوور» شهر پاریس نگهداری می‌شود.
وی طراح اولیه صدها اثر معماری و هم‌چنین طراح اولیه‌ی هواپیما محسوب می‌شود. یکی از طرح‌های ابتکاری او لباس غواصی و زیردریایی جنگی است. او همچنین مسلسل، تانک نظامی، ساعتی که به ساعت «داوینچی» معروف است، کیلومترشمار و چیزهای دیگر را اختراع کرد.
«
داوینچی» همچنین طراح صدها شاهکار معماری دوره‌ی‌ رنسانس است. از دیگر تابلوهای مشهور «داوینچی» می‌توان به تابلوی معروف «شام آخر» اشاره کرد.
آغاز به کار «داوینچی» برای کشیدن این تابلو در سال ۱۵۰۳ بود و تا ۱۵۰۷ اتمام آن به طول انجامید. این تابلوی نقاشی با ابعاد ۷۷ در ۵۳ سانتیمتر است. نسخه‌ای را که او تهیه کرده بود از نسخه فعلی، بزرگتر بود چرا که در گذر زمان دو ستون از طرفین چپ و راست این تابلو بریده شده ‌است. به همین دلیل به هیچ وجه مشخص نیست که «مونالیزا» در این تابلو نشسته ‌است. همچنین باید اشاره کرد که بسیاری از قسمت‌های این تابلو به مرور زمان خراب و یا دوباره نقاشی شده ‌است،‌ اما با این وجود شخصیت اصلی نقاشی همچنان محفوظ مانده‌است.
در ۲۱ اوت سال ۱۹۱۱ تابلوی «مونالیزا» توسط یک دزد ایتالیایی دزیده می‌شود و به ایتالیا آورده می‌شود. پس از گذشت دو سال این تابلو در زادگاه خود یعنی فلورانس دیده می‌شود و پس از انجام برخی فعالیت‌های اداری و قانونی تابلو دوباره به موزه «لوور» بازگردانده می‌شود.
در سال ۱۹۵۶ شخصی اقدام به پاشیدن اسید به قسمت پایینی تابلو کرد که مرمت آن سال‌ها به طول انجامید. در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی شهرهای نیویورک، توکیو و مسکو میزبان این تابلو بودند

 

.

 

 

 

 


reza

علاقمندان به زبان و فرهنگ ایتالیا مي توانند در اين وبلاگ اطلاعات و اخباري در مورد فرهنگ،  تاریخ، هنر (موسيقي، سينما، تئاتر) و ... را ببينند.


صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

نویسندگان
reza


آرشیو من
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
بهمن ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳


لینک دوستان
ایتالیا و زبان ایتالیایی
فرانسه
ايتاليا و فرهنگ
در باره ايتاليا
ترجمه ترانه های ايتاليايی
تحصيل و زندگي در ايتاليا
فرهاد پزشکی
رنگين کمان
ایتالیا,ایتالیایی برای تو ...
نورچشم يکی از دوستان
حلقه ی گمشده
آميگو
ASSOCIAZIONE IMAM MAHDI
رادیو ایتالیایی
انار
ایکرو /ایتالیایی
shia-islam
ilpuroislam
بی بی بارونی
آموزش زبان ایتالیایی
اتاق بازرگانی صنایع و معادن ایران و ایتالیا
/شورتکات تو ایتالی Shortcut Italy
خیگول
111
Italian
فراتر از کلوسیوم
iran.it
خاطرات دبستانی غلی همان نورچشمی فرانسه
اتفاقات روز مره ...
امید ایتالیا


 


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0